زردی دخترم
روز چهارم برای آزمایش تیروئید رفتیم بهداشت .بعد از ازمایش دکتر دخترم رو چک کرد و گفت زردی داره و همین الان برین بیمارستان آزمایش بدین تا مشخص شه .ماهم ظهر رفتیم برای ازمایش و وقتی جوابش رو گرفتیم دیدیم بععله زردی دختدم بالا هم هست.زردی دختر گلم 17 بود و دستور بستری دادن.واییییییییی که چه لحظه بدی بود.هرچه قدر سعی میکردم قوی باشم نمیشد.اشکام همینطور سرازیر میشد.کارای پذیرشش رو انجام دادیم .ساعت هفت دخترمم رو بستری کردن و یه تخت توی اتاقی که مخصوص مادرانی که نوزادانشون بستری بودن بهم دادن.دیدین بدن لخت و چشمهای بسته دخترم قلبمو اتیش میزد.خیلیی لحظات سختی بود.خیلییییی.
دخترم رو توی دستگاه 16 لامپه گذاشتن.که خیلییی گرم بود.هر سری که از تو دستگاه بلندش میکردم.بدن کوچولوش داغ بود و من باز بیتاب میشدم.خداروشکر بین تموم نوزادا فقط دختر من بود که با صبوری توی دستگاه میموند و فقط موقع شیرش گریه میکرد وبیدار میشد و تقاضی شیر میکرد.اونجا دخترم اصلن اذیتم نکرد.ولی همون مظلومیتش داغونم کرد.یروز دخترم توی بیمارستاب بستری بود و با ازمایش بعدی متوجه شدیم زردیش از 17 به 11.6 رسیده ولی دکتر اجازه ترخیص نداد.خودمون با مشورت با چند نفر تصمیم گرفتیم با رضایت خودمون بنیتا رو به خوه منتقل کنیم و دستگاه کرایه کنیم.چون من توی بیمارستان غذا نمیخوردم و کارم فقط گریه بود.این همسر و خانوادمو نگران کرده بود.دخترمم که حالش خیلی بهتر بود خداروشکر.یک روز هم دخترم توی خونهزیر دستگاه بود.و روز بعدیش خداروشکر زردیش برطرف شد و ما برگشتم به روال عادی زندگی.خدایا هیچ بچه ای رو مریض نکن.خیلیییی سخته خیلیی


زردی دخترم 
